خواجه نصير الدين الطوسي

166

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

و او را بوئى نيز هست ، چون او را بسوزند « 1 » « بوى و لطافت او زيادت شود « 2 » » . و مزاج « 3 » او گرم و خشك است . فصل در صفت ارنب بحرى « و خواصّ او » « 4 » و او حيوانى است [ دريائى ] بعضى « 5 » از اعضاء [ ظاهر ] او سنگ « 6 » است صلب ، و باقى اعضاء گوشت « 7 » است . و در او سمّيّتى هست . و بعضى از اطباء گفته‌اند : كه درو زهرى است مهلك . و [ از ] اين جنس احجار حيوانى در دريا بسيار است بر اشكال و الوان مختلف ، كه عوام الناس آن را گوش‌ماهى خوانند . ظاهر ( بعضى از ) اعضاء او سنگ است . و باطن او حيوان « 8 » است : و بر يك طرف او گشادگى كه آن حيوان كه « 9 » در باطن اوست سر از آنجا برون مىكند ، و غذا طلب مىكند . و بقوّت ارادى « كه آفريدگار تعالى او را عطا » « 10 » كرده است ، باز زير « 11 » آب مىشود ، و باز بر زبر مىآيد « 12 » . هرچند

--> ( 1 ) - ب : و چون او را بسوزانند از آن - م : چون آن را بسوزند ( 2 ) - ب : از آن بوى لطيف پيدا شود ( 3 ) - كلمهء ( مزاج ) در - ب ، ج ، ن - نيست ( 4 ) - در - م ، ن ، ج - نيست ( 5 ) - ب : ظاهر بعضى ( 6 ) - م : سنگى ( 7 ) - ب : گوشتى ( 8 ) - ب : حيوانى ( 9 ) - م : كه آنكه در ( 10 ) - م ، ب : كه او را آفريدگار عطا - ج ، ن : كه آفريدگار اعطا ( 11 ) - ب : او بازير ( 12 ) - م ، ج ، ن : و باز برمىآيد .